منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥١٩
إِنَّهُ قَوِىٌّ شَدِيدُ العِقابِ) [١].
«آيا در روى زمين به سير و سياحت نمى پردازند، تا بنگرند سرانجام كسانى را كه از آنان نيرومندتر بوده و پيش از آنان زمين را آباد كرده بودند، خدا آنان را به خاطر گناهانشان گرفت براى آنان در برابر عذاب الهى حفاظ و مانعى نبود. اين بدان جهت است كه رسولان ما با دلايل به سوى آنان مى آمدند ولى آنان پيامبران را انكار مى كردند خدا آنان را گرفت، حقا كه او نيرومند و سخت كيفر است».
٤. (وَ كَاَيِّنْ مِنْ قَرْيَة عَتَتْ عَنْ أَمْرِرَبِّها وَرُسُلِهِ فَحاسَبْناها حِساباً شَدِيداً وَعَذَّبْناها عَذاباً نُكْراً *فَذاقَتْ وَبالَ أَمْرِها وَكانَ عاقِبَةُ أَمْرِها خُسْراً)[٢].
«چقدر از ساكنان شهرها كه از فرمان خدا و رسولان او سر برتافتند و ما از آنان حساب سختى كشيديم، و آنان را به عذاب سختى كيفر داديم، سرانجام وبال گناه خود را چشيده و در دنيا وآخرت زيانكار گشتند».
مجموع اين آيه ها پرده از يك سنت پايدار الهى بر مى دارد و آن اين كه آنگاه كه مخالفان رسولان، پرچم مخالفت بر مى افراشتند، و بر قدرت و عزت ظاهرى خود مى نازيدند، خدا آنان را به سخت ترين وجه كيفر داده است، بلاهاى آسمانى و زمينى آنان را فرا گرفت و كيفر اعمال خود را در اين جهان ديدند.و مطالعه زندگى امت هاى پيشين اين حقيقت را آشكار مى سازد.
اين آيات، جنبه كلى دارند و در مورد خصوص هر پيامبرى كه اقوام او با او مخالفت كردند و به كيفر اعمال خود رسيدند، آيات بسيارى است كه در زندگى خصوصى آنان مطرح خواهد شد. در اين جا بايد گفت: يك نوع رابطه اى تكوينى ميان طغيان و گناه و نزول عذاب هست كه از آن به لفظ سنت الهى تعبير آورديم.
[١] مؤمن /٢١ـ٢٢.
[٢] طلاق/٨ـ٩.