منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٤٠
شديم و روشن شد كه از قيود پنج گانه اى كه در تعريف آن به كار رفته است، دو قيد نقش تعيين كننده دارند كه عبارتند از:
١. خارق العاده بودن عمل.
٢. ناتوانى ديگران از معارضه با آن.
ولى سه قيد ديگر در ماهيت اعجاز دخالتى ندارند، زيرا فرض اين است كه عمل خارق العاده است و كسى هم قادر به معارضه با آن نيست، لكن از نظر اصطلاح وتفكيك ميان خارق العاده هاى پيامبران با كرامت اوليا دو قيد ديگر (سوم وچهارم) هم لازم است يعنى آورنده كار خارق العاده بايد:
١. دعوى نبوت و پيامبرى داشته باشد.
٢. مخالفان را به مقابله دعوت نمايد (تحدى كند).
و اگر شرط نخست (دعوى نبوت) موجود نباشد عمل را از نظر اصطلاح، معجزه نمى نامند ولى ماهيت آن، با معجزه يكى است همچنين است صورت فقدان دوم، مثلاً اگر تحدّى نكنند، كار از خارقالعاده بودن بيرون نميرود. نظير اين دو است شرط آخر (مطابق بودن ادعا با عمل) زيرا مطابق بودن معجزه با ادعا، شرط خارق العاده بودن نيست بلكه آن نيز يك نوع اعجاز است ولى چون بحث ما درباره معجزه اى است كه آورنده آن را تصديق كند، طبعاً بر آن اعجاز گفته نميشود.