منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩
پيامبران در دو نوع (موافق خرد و مخالف آن) خلاصه شده است در صورتى كه «ره آورد» وحى مى تواند چيزى غير از اين دو باشد يعنى امكان دارد پيامبران در پرتو وحى برنامه اى را عرضه كنند كه مرغ انديشه هيچ دانشمندى هر چه هم بلند پرواز باشد، به آشيان آن نرسد، و با مراجعه به برنامه هاى شرايع پيامبران روشن مى شود كه آنان روى موضوعاتى فشار مى آورده اند كه مردم آن روز دچار اشتباه و گمراهى بودند آنان به يكتا پرستى و خدا پرستى دعوت مى كردند در حالى كه بشر در منجلاب بت پرستى و شرك فرو رفته بود، بشر آن روز بازگشت انسان را به حيات جديد امرى محال يا مستبعد تلقى مى كرد، در حالى كه تمام پيامبران پس از توحيد، معاد را ركن شريعت خود معرفى نموده، و دين را بدون اعتقاد به معاد، كاملاً عقيم و بى ثمر مى انديشيدند.
علاوه بر اين، آن دسته از تعاليم پيامبران كه ارشاد به حكم عقل مى باشد نيز عبث و بى فايده نخواهد بود، زيرا موجب تقويت و تأييد احكام و آراى عقلى مى باشد هم چنان كه بر يك مطلب نخست دليل عقلى اقامه مى گردد، آنگاه براى تأييد و تحكيم آن دلايل عقلى ديگرى نيز آورده مى شود، بدون شك هيچ متفكرى تعدد دلايل عقلى بر يك مطلب (و به ويژه مطلب مهم و حياتى) را عبث و بيهوده ندانسته، بلكه آن را مفيد و سودمند مى شمارد.
دليل دوم:
«در شرايع آسمانى دستورهايى وارد شده است كه فاقد نفع و فايده مى باشند، و يا از برخى كارهاى مفيد براى بشر نهى گرديده است، مثل اين كه رو به كعبه بايستيم و نماز بخوانيم و دور آن طواف كنيم، و سنگى را استلام