منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٧٩
٤. مهم تر از همه اين كه بايد بدانيم كه ذهن ناخود آگاه، خود منبع اطلاعات و آگاهى ها نيست به گونه اى كه از درون او انديشه هاى بلند و افكار ثمر بخش برخيزد و از طريق ذهن خودآگاه به جامعه ابلاغ گردد، بلكه ذهن ناخودآگاه گيرنده دومى است كه از مجراى ذهن خودآگاه مسائلى را دريافت مى كند، در اين صورت چگونه مى توان شرايع آسمانى و خصوصاً، آخرين وكامل ترين شريعت را از اين طريق توجيه كرد. ما در قرآن، حقايقى را مشاهده مى كنيم كه مغز هيچ بشرى قادر به ابتكار آن نيست، انديشه اى كه ما فوق مرزهاى علوم بشرى است.
طراح اين نظريه تصور كرده است كه شخصيت باطنى، منبع علومى است كه هر لحظه از آن آگاهى هاى خاصى مى جوشد و پس از عبور از مرز، وارد ذهن خودآگاه مى شود. در حالى كه ذهن و ضمير ناخود آگاه، حكم بايگانى ذهن نخست را دارد و چيزى از خود بر آن اضافه نمى كند.
بنابر اين شايسته است در مقابل حقيقت وحى خضوع لازم را به كار ببريم و بگوييم: وحى يك ادراك مرموز و شعور نهفته و پنهانى است كه از آن پيامبران مى باشد و ديگران را در آن سهمى نيست، و اگر هم سهمى باشد، مربوط به القاءات الهى است كه در قلوب اولياى خود وارد مى سازد و از آن به كرامت تعبير مى آوريم.
٤. عقيده فلاسفه مشاء
فلاسفه مشاء پس از اثبات وجود صانع به عقول ده گانه معتقدند، كه دهمين عقل را «عقل فعال» مى نامند، و وظيفه عقل فعال اين است كه نفوس انسانى را از مقام قوّه به فعل رسانيده و درخواست طبيعى هيولاى جهان ماده را كه با زبان حال خواستار صورت هاى جوهرى است، پاسخ مثبت دهد.