منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٦٢
پيروان هر پيامبر از اين طريق به راستگويى او يقين كرده قهراً به كليه مسائلى كه در قلمرو عقل نظرى و عقل عملى از او مى شنيدند يقين و اذعان پيدا مى نمودند و به اصطلاح با كسب يك يقين به راستگويى پيامبر بر تمام شريعت او اذعان مى كردند. درست مثل گزارشگرى كه ده ها گزارش مى دهد و ما يقين داريم كه او انسانى وارسته و دور از دروغ است و با اين يقين اجمالى، تمام گزارش هاى او براى ما حالت علم پيدا مى كند.
البته اين يقين اجمالى به صدق گفتار پيامبر، مانع از آن نيست كه گفتار او در اصول عقايد و قلمرو عقل نظرى او طريق برهان نيز ثابت شود، و لذا قرآن در قلمرو معارف از برهان و استدلال، بهره بيشترى مى برد و در مسائل مربوط به مبدأ و معاد و رهبرى و مانند آن از داورى عقل سخن مى گويد.
١. در مورد وجود آفريدگار مى گويد:
(...أَفِى اللّهِ شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَالأَرْضِ...) [١].
«آيا درباره خدا شك داريد كه آفريننده آسمان ها و زمين است».
٢. (لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلاّ اللّه لَفَسَدَتا...)[٢].
«اگر در آسمان ها و زمين، خدايانى وجود داشت، نظام آفرينش منهدم مى شد».
و انكار خدا را مستلزم خلف و دور دانسته مى فرمايد:
٣.(أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَىْء أَمْ هُمُ الْخالِقُونَ)[٣].
«آيا بدون علت آفريده شده اند يا خود خالق خويشتن مى باشند؟».
[١] ابراهيم/١٠.
[٢] انبياء/٢٢.
[٣] طور/٣٥.