منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٨٧
«آيا موسى و قوم او را آزاد مى گذارى تا در زمين فساد كنند، و تو و خدايانت را ترك نمايند؟».
اصولاً فساد در نظر افراد سطحى يك معنى نسبى دارد، هرگاه شخص با بهترين برنامه براى نجات قوم خود قيام كند در نظر متوليان نظام، مفسد خواهد بود، چون منافع آنان را به خطر افكنده است، فساد آنگاه معنى حقيقى پيدا مى كند، كه حق وباطل از هم شناخته شوند. آنگاه كسانى كه به جانب باطل دعوت مى كنند مفسد خواهند بود.
٥. اتهام به جدال
افراد دور از فرهنگ و دانش آنگاه كه در برابر منطق افرادتاب مقاومت از دست مى دهند، و نمى توانند براى آنان نقطه ضعفى بگيرند، مسئله جدال و مجادله گرى را بهانه كرده، خود را از ادامه بحث نجات مى دهند: پيامبران گرامى در دعوت به توحيد و معاد، نيرومندترين دليل و برهان را در دست داشتند ولى چون دعوت آنان با مزاج بت پرستى و دنياخواهى، موافق نبود، آنان را به فقدان دليل و منطق متهم مى نمودند از اين جهت حضرت نوح كه منطق او در كوبيدن بت پرستى در قرآن مذكور است، متهم به جدال مى شود و مى گويند:
(...يا نُوحُ قَدْجادَلْتَنا فَأَكْثَرْتَ جِدالَنا فَأْتِنا بِما تَعِدُنا إِنْ كُنْتَ مِنَ الصّادِقينَ) .[١]
«گفتند اى نوح، زياد با ما به جدال برخاستى و زياد جدل كردى وعده خود (عذاب) را بياور اگر راست مى گويى».
[١] هود/٣٢.