منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٠٤
و به همين مضمون است آيه ٢٤ از سوره عنكبوت.
در باره مسيح مى فرمايد:
(وَقَولِهِمْ إِنّا قَتَلْنَا المَسِيحَ عِيسى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللّهِ وَما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَلكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ...) .[١]
«و گفتار يهود كه ما عيساى مسيح فرزند مريم و رسول خدا را كشتيم (در حالى كه تصميم بر قتل او گرفتند) او را نكشتند و به دار نياويختند بلكه جريان بر آنان مشتبه شد».
مخالفان پيامبر گرامى در دار الندوه گرد آمدند و تصميم گرفتند كه يكى از سه طرح را در باره او اجرا كنند: تبعيد، زندانى كردن و كشتن، ولى سرانجام طرح اخير را برگزيدند. و بسان حضرت مسيح مقدمات كار را در حقّ او فراهم ساختند، امّا با ناكامى روبرو شدند. خدا او را از نقشه قتل با خبر ساخت او مكه را به سوى مدينه ترك گفت. امّا به جاى اين كه راه مدينه را در پيش گيرد راه جنوب شهر را در پيش گرفت و سه شبانه روز در غارى پنهان شد.
قرآن نقشه آنان را چنين بازگو مى كند:
(وَإِذْ يَمْكُرُبِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللّهُ وَ اللّهُ خَيْرُ الماكِرينَ).[٢]
«به ياد آر هنگامى كه كافران نيرنگى انديشيدند كه تو را زندانى كنند يا بكشند يا تبعيد كنند، آنان از در حيله وارد شدند. و خدا نيز حيله هاى آنان را خنثى كرد، خدا بهترين (پاسخ دهنده) حيله گران است».
١٥. قتل پيامبران
تا اين جا سخن درباره نقشه هاى قتل و تصميم مخالفان بر آن بود كه
[١] نساء/١٥٧.
[٢] انفال/٣٠.