منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩٩
در اينجا ممكن است گفته شود اگر همه پيامبران در پوشش اين عنوان قرار مى گيرند چگونه قرآن آدم را به نداشتن عزم توصيف كرده است، آنجا كه مى فرمايد:
(وَلَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدَم مِنْ قَبْلِهِ فَنَسِىَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً)[١].
«قبلاً با آدم عهد نموديم ولى فراموش كرد و براى او عزمى نيافتيم».
ولى ممكن است پاسخ داده شود كه اين آيه مربوط به پيش از هبوط است در حاليكه بحث ما مربوط به «دار تكليف» مى باشد، و هرگز دليلى بر اين كه آدم در اين جهان عزم الهى را فراموش كرده است در دست نمى باشد.
امّا در عين حال اين نظريه قابل خدشه است.
اوّلاً: ظاهر حرف «من» در (من الرُّسل) تبعيض است، نه تبيين، و اين گواه بر اين است كه گروهى از آنان به مقام شامخ «اولو العزمى» رسيده و گروهى به آن پايه نرسيده اند. پس چگونه مى گوييد كه همه پيامبران اولو العزم بوده اند؟
ثانياً: استدلال به اين كه از همه پيامبران پيمان گرفته شده است بر اين كه همگان صاحب عزم استوار بوده اند صحيح نيست زيرا گرفتن پيمان گواه بر وجود عزم در مقام عمل به پيمان نيست، خدا از بشر هم در آغاز خلقت پيمان گرفته است در حاليكه اكثر انسان ها قيام به آن نكرده اند. چنان كه مى فرمايد:
(أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَنِى آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ* وَأَنِ اعْبُدُونِى هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ) .[٢]
«اى فرزندان آدم آيا با شما عهد نكردم كه شيطان را مپرستيد، زيرا او دشمن آشكار شما است، و اين كه مرا عبادت كنيد؟ اين است صراط مستقيم».
[١] طه/١١٥.
[٢] يس/٦٠ـ٦١.