منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٨٨
و در باره هود نيز همين اتهام را وارد مى كردند و به او مى گفتند:
(يا هُودُ ما جِئْتَنا بِبَيِّنَة وَما نَحْنُ بِتارِكِى آلِهَتِنا عَنْ قَوْلِكَ...) .[١]
«اى هود دليل روشنى بر مدعاى خود نياوردى وما نيز به خاطر گفتار تو خدايان خود راترك نخواهيم كرد».
گاهى به صورت رياكارانه در برابر دلايل پيامبران مى گفتند: سخنان شما براى ما يقين آفرين نيست. و ما در صحت گفتار شما شك داريم، قرآن مى فرمايد: منطق اقوام نوح و عاد و ثمود و كسانى كه پس از آن آمده اند اين بود كه مى گفتند:
(...إِنّا كَفَرْنا بِما أُرْسِلْتُمْ بهِ وَإِنّا لَفِى شَكّ مِمّا تَدْعُونَنا إِلَيْهِ مُرِيب) .[٢]
«ما به آنچه كه براى تبليغ آن اعزام شده ايد كفر مىورزيم، و در باره آنچه ما را به سوى آن دعوت مى كنيد شك و ترديد داريم».[٣]
٦. اتهام به افسانه بودن محتواى دعوت
خداوند بزرگ از روز نخست آيين واحدى را فرو فرستاده است و اصول و ريشه هاى آيين در تمام رسالت ها و نبوتها يكسان بوده است خصوصاً مسئله يكتا پرستى كه نخستين اصل قانون اساسى پيامبران گرامى را تشكيل مى دهد، از اين جهت هر موقع پيامبرى آيين توحيد و دعوت به رستاخيزرا مطرح مى كرد، مردم به فكر اين كه محتواى دعوت او در شريعت پيشين و دعوت هاى قبلى بوده، برچسب افسانه و اسطوره بودن بر آن مى زدند، در حالى كه نه قديم و ديرينه بودن نشانه باطل بودن، و نه جديد و نو بودن نشانه حقانيت است، اين
[١] هود/٥٣.
[٢] ابراهيم/٩.
[٣] و به همين مضمون است آيه ٦٢ از سوره هود.