منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣٤
ب. ديوارى را كه در حال سقوط بود تعمير ونوسازى كرد.
ج. نوجوانى را بدون ارتكاب گناهى، كشت.
آنگاه كه موسى از اعمال شگفت انگيز او سؤال كرد وى ملاكات، و مصالح موجود در آن را مطرح نمود وخود را مأمور به تطبيق حكم بر آن ملاكات دانست و فرمود:
كشتى را سوراخ كردم كه در پيش رو مأموران پادشاه به آن رغبت پيدا نكنند زيرا كار آنان يغماگرى و چپاول اشياى نفيس بود.
جوان را كشتم چون پدر و مادر او مؤمن بودند از آن ترسيدم كه او پدر و مادر خود را به كفر و طغيان نزديك سازد.[١]
ديوار را به رايگان به پا داشتيم براى اين كه زير ديوار گنجى متعلق به يتيم بود كه با سقوط ديوار آن گنج آشكار مى گرديد و به يغما مى رفت خدا خواست كه از اين طريق اين گنجينه پنهان بماند و دستبردى به آن نرسد و آنان آنگاه كه بزرگ شدند، گنج خود را بيرون آورده و از آن بهره ببرند.
همه اين پاسخ ها حاكى از آن است كه مصاحب موسى به علل تشريع و ملاكات آن نيز آشنا بوده است و در عين حال بر عدم آگاهى موسى از ملاك و مصلحت موجود در كارهاى به ظاهر شگفت آور مصاحب خود، دلالت دارد.
ج. آگاهى از زبان پرندگان
آگاهى از زبان پرندگان كمالى است كه خداوند به داوود و سليمان اعطا نمود و اين مطلب در آيه هاى (١٥)و (١٦) سوره نمل بيان گرديده است كه
[١] آيه مربوط به اين مصلحت چنين است:(فَخَشِينا أَنْ يُرْهِقَهُما طُغْياناً وَكُفْراً) و اين بخش از آيه به گونه اى ديگر نيز تفسير شده است.