منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٥٢
مفاد اين توصيف اين است كه عامل انجام آن كار خارق العاده و شگفت، همان برخوردارى او از علم كتاب بوده است چنان كه مى فرمايد:
(قالَ الَّذِى عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ)[١]
«و كسى كه نزد او علمى از كتاب بود، گفت قبل از آن كه چشم بر هم نهى من تخت بلقيس را نزد تو حاضر مى كنم».
درباره اين كه مقصود از كتاب چيست و آن علم از كتاب كه فرد ياد شده از آن بهره مند بوده، چه علمى بوده است، آراى مختلفى نقل شده است ولى در آيات قرآن قرينه و گواهى بر اين اقوال، وجود ندارد هر چند بعيد نيست كه مقصود از علم، خداشناسى و توحيد بوده است و آن فرد از چنان رابطه معنوى با خداوند برخوردار بوده است كه «مستجاب الدعوه» گرديده، و هرگاه از خداوند چيزى را درخواست مى كرد، تخلف نمى كرد و به عبارت ديگر هرگاه او چيزى را اراده مى كرد، خداوند هم اراده مى نمود.[٢]
نمونه دوم
نمونه دوم نيز مربوط به ساحران عصر حضرت سليمان است، كه از دو فرشته الهى به نام هاى هاروت و ماروت، فن ساحرى را مى آموختند و به جاى اين كه در راه شايسته از آن بهره بگيرند و سحر ساحران شيطانى را باطل كنند، در مسير ناصواب به كار مى گرفتند و در زندگى خانوادگى افراد دخالت كرده و ميان همسران ايجاد اختلاف مى نمودند، چنان كه مى فرمايد:
(...فَيَتَعلَّمُونَ مِنْهُما ما يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوجِهِ...)[٣].
[١] نمل/٤٠.
[٢] وبذلك كلّه يتحصل انّه كان له من العلم باللّه والارتباط به ما إذا سأل ربّه شيئاً بالتوجه إليه لم يتخلف عن الاستجابة وإن شئت فقل إذا شاء شاء اللّه سبحانه(الميزان، ج١٥، ص ٣٨٧).
[٣] بقره/١٠٢.