منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٩٢
مترفان بود كه پيوسته گروه بيچاره و ناتوان را به زنجير اسارت مى كشيدند، وقتى مناديان عدالت از جانب پروردگار برانگيخته مى شدند; فوراً افراد مستمند و بيچاره، دور آنان را گرفته، به اميد رهايى از بند رقيّت و اسارت پيرو آنان مى شدند، از اين جهت غالباً پيروان آنان را گروه مستضعف و فقير تشكيل مى داد و همين واقعيت سبب مى شد كه مخالفان آن را دستاويز خود قرار داده و بگويند مكتب تو مكتب حق نيست، زيرا پيروان تو را افراد فقير و به تعبير آنان اراذل (طبقه پايين) تشكيل مى داد. اين بى خردان فكر نمى كردند كه حق و باطل در گرو ثروت و تهى دستى نيست، بايد حق و باطل را مطابق موازين خود شناخت و هرگز نمى توان تهى دستى را نشانه باطل انگاشت.
قرآن اين برداشت را در آيات ياد شده در زير نقل كرده است:
١.مخالفان نوح به او مى گفتند: ما چگونه از تو پيروى كنيم، در حالى كه طبقه پايين جامعه از تو پيروى كرده اند. قرآن كريم اين مطلب را چنين يادآور شده است:
(قالُوا أَنُؤْمِنُ لَكَ وَاتَّبَعَكَ الأَرْذَلُونَ) .[١]
٢. فرعون پس از شكست در برابر منطق نيرومند موسى به همين حربه تشبث كرد و گفت:
(أَمْ أَنَا خَيْرٌ مِنْ هذا الَّذِى هُوَ مَهِينٌ وَلا يَكادُ يُبينُ* فَلَولا أُلْقِىَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَب أَوْ جاءَ مَعَهُ الْمَلائِكَةُ مُقْتَرِنينَ).[٢]
«آيا من بهتر از اين انسان خوار نيستم، كه آشكار سخن نمى گويد؟ اگر راست مى گويد، چرا دستبندهايى از طلا براى او فرستاده نمى شود؟ چرا فرشتگان همراه او نمى آيند؟».
[١] شعراء/١١١.
[٢] زخرف/٥٢ـ٥٣.