منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٦٤
عوض كند و محتويات قرآنش را دگرگون سازد خدا پس از نقل اين پيشنهاد به پيامبر دستور مى دهد كه در پاسخ آنان بگويد:
(...قُلْ ما يَكُونُ لِى أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقاءِ نَفْسِى إِنْ أَتَّبِعُ إِلاّ ما يُوحى إِلَىَّ إِنِّى أَخافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبّى عَذابَ يَوْم عَظِيم*قُلْ لَوْ شاءَ اللّهُ ما تَلَوْتُهُ عَلَيْكُمْ وَلا أَدراكُمْ بِهِ فَقَدْلَبِثْتُ فِيكُمْ عُمُراً مِنْ قَبْلِهِ أَفَلا تَعْقِلُونَ).[١]
«بگو من نمى توانم از جانب خود قرآن را عوض كنم، من از آنچه كه بر من وحى مى شود پيروى مى كنم، من در مخالفت با پروردگارم از عذاب بزرگ مى ترسم. بگو اگر خدا نمى خواست من آن را براى شما تلاوت نمى كردم و شما را از آن آگاه نمى ساختم، به گواه اين كه روزگارى قبل از نزول قرآن در ميان شما بسر بردم،(وچيزى از كتاب بر شما نخواندم) چرا نمى انديشيد؟».
اين دو آيه حاكى است كه پيامبر اسلام بسان ديگر پيامبران، تعاليم و آگاهى هاى خود را به مصدرى نسبت مى داد كه از آن جز به جهان غيب نمى توان تعبير آورد جهانى كه بشر با عقل كوچك خود نمى تواند بر آن احاطه پيدا كند و آنچه از او خواسته شده است ايمان به آن است چنان كه مى فرمايد:
(الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ...) . [٢]
بنابر اين وحى محصول ارتباط پيامبران با عالم غيب است و چنين ارتباطى قابل توصيف با ادراكات عادى انسان نيست.
روى اين بيان، وحى الهى نسبت به پيامبران، قابل توصيف با علل مادى وطبيعى نيست و فقط كسانى كه به جهان غيب ايمان دارند، مى توانند آن را پذيرا باشند. ولى در اين ميان كسانى كه عالم غيب و ما وراى طبيعت را نپذيرفته اند، در مقابل چنين پديده اى، به دست و پا افتاده اند كه براى آن علت يا علل مادى جستجو كنند و در اين مورد به فرضيه هاى سست و بى پايه اى
[١] يونس/١٥ـ١٦.
[٢] بقره/٣.