منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤
بود كه مى گفتند: تو جز بشرى بسان ما نيستى چنان كه مى فرمايد:
(فَقالَ المَلأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَومِهِ ما نَريكَ إِلاّ بَشَراً مِثْلَنا...) [١].
«بزرگان قوم نوح كه به شريعت او كفر ورزيده بودند، به او مى گفتند تو بشرى مانند ما هستى».
باز قرآن از اقوام پس از نوح همين شبهه را يادآور مى شود و مى فرمايد:
(وَقالَ الْمَلأُ مِنْ قَومِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِلِقاءِ الآخِرَةِ وَأَتْرَفْناهُمْ فِى الحَياةِ الدُّنْيا ما هذا إِلاّبَشَرٌ مِثْلُكُمْ يَأكُلُ مِمّا تَأْكُلُونَ مِنْهُ وَيَشْرَبُ مِمّا تَشْرَبُونَ* وَلَئِنْ أَطَعْتُمْ بَشَراً مِثْلَكُمْ إِنَّكُمْ إِذاً لَخاسِرُونَ) [٢].
«بزرگانى از قوم آن پيامبر كه به آيين خدا كفر ورزيده و لقاى خدا در سراى ديگر را تكذيب نموده بودند و در زندگى دنيا از نعمت هاى فراوانى برخوردارشان كرده بوديم، گفتند كه اين پيامبر بشرى است مانند شما از آنچه كه شما مى خوريد و مى نوشيد او نيز مى خورد و مى نوشد و اگر بشرى مثل خود را اطاعت كنيد، زيانكار خواهيد بود».
اين آيات مى رساند كه اين شبهه كه رسول بايد فوق انسان باشد، شبهه اى دير پا بوده، و اين سخن سينه به سينه تا عهد رسول كشيده شده بود، و همين اعتراض را مشركان زمان پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) نيز به او مى نمودند، آنان در طرح اين شبهه به صورت هاى مختلفى سخن مى گفتند كه به عنوان نمونه يادآور مى شويم:
١. گاهى مى گفتند: بايد فرشته بر خود ما نازل گردد چنان كه
[١] هود/٢٧.
[٢] مؤمنون/٣٣ـ٣٤.