منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢١٢
اين حقيقت تصريح گرديده، و ديگر نيازى به تكرار آن نبود.
در پايان آيه بار ديگر از فضل و كرم خدا سخن به ميان آمده و از آن به عظمت ياد شده است واينكه اگر مخالفان،نمى توانند پيامبر را گمراه سازند به خاطر فضل الهى است كه او را احاطه كرده است و انسان محاط به فضل الهى قطعاً پيراسته از خطا خواهد بود.
اگر به توضيحات ياد شده پيرامون آيه، شأن نزول آن نيز ضميمه گردد، طبعاً دلالت آيه بر مصونيت پيامبر در قلمرو داورى، روشن تر خواهد شد اينك به شأن نزولى كه طبرى نقل كرده است، اشاره مى كنيم:
«مردى زرهى را دزديد و آن را در خانه فردى يهودى افكند، صاحب زره مرد يهودى را به محاكمه نزد پيامبر برد، همسايگان وى نيز در محكمه حاضر شدند و مى كوشيدند تا پيامبر را بر ضدّ آن يهودى بشورانند ومحكوميت او را قطعى سازند و چيزى نمانده بود كه پيامبر رأى به محكوميت او صادر كند، كه آيه كريمه نازل گرديد».[١]
خواه اين شأن نزول صحيح باشد يا نه، از مجموع رواياتى كه در مورد اين آيه وارد شده است به دست مى آيد كه دو نفر به عنوان متخاصم نزد پيامبر حاضر شدند و در محكمه، فرد ديگرى بود كه مى كوشيد تا با تحريك عواطف پيامبر، جو محكمه را بر ضدّ يهودى بشوراند و محكوميت او قطعى گردد.
شكى نيست كه خطا واشتباه در مورد حكم كلى براى پيامبر به هيچ وجه متصور نيست، وتحريك كنندگان هم در صدد اين نبوده اند كه زمينه را به گونه اى فراهم سازند كه پيامبر در حكم الهى مرتكب خطا گردد، بلكه آنچه آنان در پى آن بوده اند، خطا در تشخيص راستگو و دروغگو بوده است، كه در
[١] تفسير طبرى، ج٤، ص ١٧٢.