منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٤٦
بر مى خاستند، حالا مخالفت آنها چگونه بود؟ فعلاً برا ى ما مطرح نيست چنان كه مى فرمايد:
(وَكَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِىّ عَدُوّاً شَياطِينَ الإِنْسِ وَالجِنّ يُوحِى بعْضُهُمْ إِلى بَعْض زُخْرَفَ الْقَولِ غُرُوراً...) .[١]
«ما براى هر پيامبرى دشمنى از شياطين انس و جن قرار داديم، آنان از راه فريب به يكديگر سخنان بى اساس و فريبنده را القا مى كردند».
بنابر اين آنان در خارج از محدوده بشر نيز دشمنانى داشته اند، و بلكه چنان كه از برخى آيات قرآن استفا ده مى شود پيامبران پيروان و ياران غير بشرى (از جن) داشته اند.[٢]
اكنون با توجه به نكته ياد شده، آيات مربوط به مخالفان بشرى را مورد بررسى قرار مى دهيم:
١. مترفان
«مترف» از ماده «ترف» به معنى نعمت است، طبعاً مقصود، افراد ثروتمند و غرق در نعمتى است كه در سايه فزونى آن، راه طغيان را پيش گرفته و در اشباع غرايز خود رادع و مانعى نمى بينند.
قرآن به مخالفت اين گروه چنين اشاره مى كند:
(وَما أَرْسَلْنا فى قَرْيَة مِنْ نَذِير إِلاّقالَ مُتْرَفُوها إِنّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ كافِرُونَ).[٣]
«براى هيچ آبادى، پيامبر بيم دهنده اى نفرستاديم مگر اين كه افراد دارا و خوشگذران به آنها گفتند: ما به رسالت شما كافريم».
[١] انعام/١١٢.
[٢] به سوره جن آيات ١ـ١٦ رجوع شود.
[٣] سبأ/٣٤.