منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٧٦
شخصيت روانى دارد.
١. شخصيت ظاهرى كه در حصار قواى پنجگانه مى باشد.
٢. شخصيت باطنى، مواقعى كه شعور ظاهرى به حالت تعطيل در آيد او شروع به فعاليت كرده و تجليّاتى از خود نشان مى دهد ضمير باطن در يك افق بسيار وسيعى فعاليت نموده حتى فعّاليتهاى غير ارادى اعضاى بدن مانند كبد و قلب و معده معلول فعل اوست، و او منبعى الهام بخش براى بسيارى از افكار ناگهانى و تجليّات غير ارادى مى باشد. شخصيّت دوم انسان روى آزمايشهاى فراوانى به صورت امر حسى در آمده و ديده شده كه گروهى كه در حالت عادى و بيدارى از نظر تفكّر جزو طبقه متوسط يا پايين تر به شمار مى روند، در مواقع تنويم مغناطيسى به يك سلسله فعاليتهاى علمى و فكرى دست مى زنند كه انجام آن از عهده طبقه دانشمند اجتماع خارج است، آنان از مجموع آزمايشهايى كه انجام دادند به وجود روح و ضميرى باطن كه قدرت و تجلّى علمى و فكرى آن، به مراتب از ضمير ظاهر قوى تر است، قايل شده و روح و كليه افكار بلند را تجلّى او دانسته اند.
آنان با اين دلايل، شخصيّت دومى براى انسان قايل شده كه فعّاليّت آن در اختيار انسان نبوده و تابع اراده او نيست. اين شخصيت نامرئى بسان شخصيّت مرئى شدت و ضعف دارد. و هر چه قوى تر باشد تجلّيات آن صحيح تر و بيشتر خواهد بود.
وحى در نزد آنان همان تراوش وجدان مخفى وتجلى شعور باطن پيامبران، كه آنان را به آنچه نمى دانند آگاه ساخته و اصول ترقى را به آنان مى آموزند. و هرگز فرشته اى در كار نبوده و پيامى ازخدا نياورده است. و اگر گاهى صورتى را در برابر ديدگان خود مى ديدند، صورت متجسد همان روح خودشان مى باشد كه در برابر آنها مجسّم گرديده است. سپس مى گويد:
«والوحى عندهم لا يكون إلاّ بظهور الشخصية الباطنة للرسول، ووحيها إليه ما ينفعه وينفع قومه المعاصرين له...».