منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢١
بررسى و تفسير آيات
قضاوت در باره تاريخ ديرينه بشر و برداشتن حجاب هاى غليظ كه تاريخ امم را پوشانيده است كار بسيار دشوار و سنگينى است و داورى هاى مبتنى بر حدس و تخمين نيز اطمينان بخش نمى باشد و يكى از اين مسائل، گسترش نبوت در ميان تمام امم و ادوار زندگى انسان هاست و اين كه از زمان آدم تا ظهور پيامبر خاتم پيوسته در ميان تمام قبايل شرق و غرب و در تمام دو نيمكره، پيامبرانى از جانب خدا مبعوث گرديده رسالت الهى خود را انجام داده اند ولى بحث ما يك بحث تاريخى نيست تا به كند وكاو تاريخى گرفتار شده و از تحقيقات دانشمندان در باره پيدايش بشر و اجتماع هاى كوچك و بزرگ و پديد آمدن تمدن ها بهره بگيريم بلكه بحث ما يك بحث قرآنى و عقلى است كه مى تواند به صورت كلى در اين جا مطرح شود، بدون اين كه نياز داشته باشيم به اين جا و آن جا دست اندازى كنيم، هر چند يك چنين بحث قرآنى وعقلى اگر از جنبه تاريخى نيز تكميل شود بر ارزش آن خواهد افزود اينك ما بحث را از هر دو نظر (عقل و نقل) مطرح مى كنيم:
١. از نظر عقل:
از نظر عقلى لزوم بعثت پيامبران ثابت گرديد و تكيه گاه عقل در برهان خود بر اين بود كه اگر باب چنين فيضى بر روى بشر بسته شود آفرينش انسان لغو و بى ثمر خواهد بود و به ديگر سخن آفرينش در صورتى حكيمانه و شايسته مقام ربوبى خواهد بود كه هدفى داشته باشد و آن هدف كمال علمى وعملى فردى و اجتماعى انسان ها است كه در سايه اعزام پيامبران تأمين مى گردد، پس