منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥١٧
و نيز مى فرمايد:
(كَتَبَ اللّهُ لأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِى إِنَّ اللّهَ قَوىٌّ عَزِيزٌ) [١].
«خدا بر خود لازم دانسته است كه من و رسولان من پيروز مى گردند. خدا نيرومند و پيروز است».
اين دو آيه مربوط به همه رسولان الهى است و در باره شخص پيامبر گرامى نويد مى دهد كه او بر جهان شرك پيروز خواهد شد. چنان كه مى فرمايد:
(هُوَ الَّذِى أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالهُدى وَدِينِ الحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْكَرِهَ الْمُشْرِكُونَ) [٢].
«او است كه پيامبر خود را با هدايت ها و آيين حق اعزام كرد تا او را بر همه اديان نادرست پيروز گرداند هر چند مشركان خوش نداشته باشند».
در اين كه خدا به پيروزى همه پيامبران و شخص پيامبر گرامى وعده قطعى داده است، سخنى در آن نيست، بلكه مهم تشريح واقعيت اين پيروزى است.
آيا مقصود، پيروزى در مقام تبليغ و اقامه حجت و برهان است كه همه افراد در برابر منطق پيامبران به زانو در مى آمدند هر چند برخى راه عناد و لجاج را پيش مى گرفتند؟
يا آن كه مقصود، پيروزى در ميدان جنگ است، و اين كه در رويارويى دو گروه پيامبران را بر گروه مخالف پيروز مى كرد؟
يا آن كه مقصود اين است كه مخالفت آنان، به قيمت نابودى آنها تمام
[١] مجادله/٢١.
[٢] توبه/٣٣ ; صف/٩.