منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٧
بدون علت نخواهد بود، از طرف ديگر نمى توان گفت آنها از طريق فكر و انديشه و محاسبات سود و زيان و پيش بينى هاى متفكرانه دست به اين كار مى زنند پس چاره اى جز اين نيست كه يكى از دو راه ياد شده در زير را انتخاب كنيم:
الف. در آفرينش جانوران قوه اى به وديعت نهاده شده كه آن قوه به طور ناخود آگاه جانوران را به سوى اهداف معينى رهبرى مى كند، به طور مسلم يك چنين قوه نمى تواند قوّه مادى باشد بلكه يك نوع قوه مجردى متناسب با وجود اين حيوان است كه هماهنگ با جسم او مى باشد.
ب. الهام هاى غيبى است كه اين جانور را بر فعاليت هاى روزانه هدايت مى كند و چه بسا او گيرنده٣ اين الهامات باشد، ولى توجّه به ادراك خود نداشته باشد. و به تعبيرى كه درباره انسان به كار مى رود، ادراك داشته باشد، امّا علم به ادراك خود نداشته باشد.
هر يك از اين دو نظريه با كلمه «وحى» مناسب است زيرا يك نوع آموزش مخفى و رمزى است كه به موجود جاندار القا مى گردد قرآن در اين باره مى فرمايد:
(وَأَوحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذى مِنَ الجِبالِ بُيُوتاً وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمّا يَعْرِشُونَ *ثُمَّ كُلِى مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ فَاسْلُكى سُبُلَ رَبِّكِ ذُللاً...).[١]
«خداى تو به زنبور عسل وحى كرد كه از كوه ها و درختان و از نقاط مرتفع لانه بگزين، آنگاه دستور داد از انواع ميوه ها بخور، و راه پروردگارت را با هموارى بپيما».
[١] نحل/٦٨ ـ ٦٩