منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٩
نوع آگاهى برتر از نوع آگاهى حيوانى، سرچشمه مى گرفت.
٣. الهام بر قلب
گاهى وحى درباره القاى بر روح و روان به كار رفته است، يعنى طرف بدون اين كه القا كننده را ببيند يا تحت آموزش قرار گيرد مطلبى را از بيرون دريافت مى كند اين دريافت معلول دو چيز است:
١. گاهى نفس به خاطر طهارت و پاكى و نورانيت معنوى به مقامى مى رسد كه شايستگى آن را پيدا مى كند كه از معلمان نورانى و موجودات برتر، وحتى از مقام ربوبى حقايق را دريافت نمايد.
در اين جا علو و برترى روح سبب دريافت چنين الهاماتى مى شود.
٢. گاهى نفس از نظر دنائت و پستى و ظلمت و تاريكى به جايى مى رسد كه با موجوداتى هم سنخ خود ارتباط يافته و سخنان بى اساس و فريبنده اى به او القا مى شود.
و اگر در هر مورد كلمه وحى به كار رفته است ملاك آن خفا و پنهانى و سرعت و تندى چنين آموزشى است و بهتر است از قسم نخست به «الهام و اشراق» نام برده و از ديگرى به «وسوسه شيطانى» ياد كنيم.
و اين نوع انتقال به مطلوب به دو صورت انجام مى گيرد.
١. گاهى مسئله در قلمرو فكر و انديشه انسان قرار مى گيرد امّا به خاطر فراهم نبودن مقدمات نتيجه بخش، متحير و سرگردان مى باشد، ناگهان در همين حالت بدون اين كه مقدمات را تنظيم نمايد، به انديشه اى منتقل مى گردد.