منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٥٨
البته تحريف آنان منحصر به دگرگون كردن احكام الهى نبود، بلكه هنگامى كه مردم در باره بشارت هاى پيامبر خاتم به آنها مراجعه مى كردند ـ در اين قسمت نيز دست به تحريف مى زدند ـ و بشارت هاى تورات در مورد پيامبر را طبق دلخواه تفسير مى كردند، وقتى اوس و خزرج به آنان مى گفتند كه شما اهل كتاب، قبل از بعثت ما را به چنين آيين و پيامبر دعوت مى كرديد. اكنون چه شد پس از طلوع از آن روى گردانديد؟ آنان با كمال وقاحت مى گفتند: آن بشارات مربوط به فرد ديگرى غير از اين پيامبر است.
قرآن كريم در اين باره چنين مى فرمايد:
(وَلَمّا جاءَهُمْ كِتابٌ مِنْ عِنْدِ اللّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ وَكانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللّهِ عَلَى الْكافِرينَ) .[١]
«وقتى كتابى از جانب خدا كه تصديق كننده كتابى بود (آيات مربوط به نبوت خاتم) كه همراه داشتند، آمد(به انكار آن برخاستند) و قبلاً به وسيله همين بشارت ها بر افراد كافر نويد پيروزى خود را مى دادند. وقتى آنچه را كه قبلاً شناخته بودند به سوى آنان آمد، به آن كفر ورزيدند پس لعنت خدا بر كافران باد».
مقصود در اين آيه بشارت هاى پيامبر خاتم است كه در عهدين موجود بود ولى آنان در مقام تفسير و تطبيق تحريف مى كردند و زمان بعثت اين پيامبر را به آينده موكول مى كردند.[٢]
در پايان، حديثى را در باره تحريف اهل كتاب به معنى تحريم حلال و تحليل حرام يادآور مى شويم:
مسلم در صحيح خود نقل مى كند كه زنى از بنى زهره به نام فاطمه دست
[١] بقره/٨٩.
[٢] مجمع البيان، ج١، ص ١٥٨.