منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٤٣
مى گوييد مرا از اسامى اينها (عرض شده ها) آگاه سازيد».
٢. «فرشتگان در پاسخ گفتند: تو پيراسته اى! ما جز آنچه كه به ما آموخته اى آگاهى نداريم. تو دانا وحكيم هستى».
٣.« آنگاه به آدم گفت: فرشتگان را از اسامى آنها آگاه ساز، وقتى آنان را از اسامى آگاه ساخت، خدا گفت: من به شما نگفته ام كه من پنهانى هاى آسمان و زمين را مى دانم، و مى دانم آنچه را كه آشكار مى كنيد و آنچه را كه پنهان مى سازيد؟».
مضمون اين سه آيه از مضامينى است كه در قرآن فقط يك بار آمده و براى آنها در كلام الهى نظيرى نيست تا با مطالعه مجموع آنها و تفسير برخى به كمك برخى ديگر بتوان ابهام آيه ها را برطرف كرد از اين جهت مفسران در تبيين مقصود و مفاد اين سه آيه وجوه مختلفى را ذكر كرده اند كه همگى احتمالاتى بيش نيست و براى آنها شاهدى وجود ندارد ولى با دقت در مفردات آيه وحفظ روابط جمله ها مى توان به گونه اى آيات را تفسير كرد.
الف. در آغاز آيات، سخن از تعليم اسماء به ميان آمده است (وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْماءَ) و متبادر از آن، اسامى موجودات است ولى اين معناى ابتدايى به سه جهت مقصود نيست.
١. اوّلاً در آن زمان لغت و زبانى اختراع نشده بود تا آدم به وسيله يك لغت رايج بشرى از اسامى اشيا آگاه گردد و اگر هم خدا در بهشت با آدم سخن مى گفت و يا پس از هبوط به زمين او را طرف خطاب قرار داده است، كيفيت اين خطاب ها و مفاهمه ها براى ما روشن نيست. و هرگز روشن نيست كه مكالمه هاى الهى به صورت مكالمه هاى رايج بشرى بوده و با خلق و ايجاد حروف واصوات با او مكالمه كرده است يا نه؟
٢. اصولاً آموزش اسامى بسان آموزش يك لغت چندان افتخارى نيست كه آدم به وسيله آن بر ملائكه برترى يابد.