منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٨٣
تا اينجا به گونه اى از بررسى تهمت جنون فارغ شديم اكنون به تحليل ديگرتهمت ها مى پردازيم.
٢. تهمت سحر و جادوگرى
سحر و جادو براى خود بحث گسترده اى دارد تا حقيقت آن روشن گردد گاهى افرادى تصور مى كنند كه سحر و جادو، افسانه اى بيش نيست. در حالى كه قرآن به سحر و جادو، از ديده يك واقعيت مى نگرد، واقعيتى كه براى خود شرايط خاصى دارد، تا آنجا كه در باره مردم «بابل» كه از دو فرشته سحر مى آموختند مى فرمايد:
(...فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ ...).[١]
«از دو فرشته چيزى مى آموختند كه به وسيله آن ميان زن و شوهر جدايى بيفكنند».
بنابر اين نمى توان سحر و جادو را يك مسئله پندارى انگاشت، بلكه در حد خود، واقعيت و اثر ويژه اى دارد، وواقعيت «سحر» در قدرت نفسانى ساحر، و تصرف در حواس افراد ديگر، خلاصه مى شود. بنابر اين ساحر، سحر، قدرت نفسانى، و تصرف در حواس، همگى واقعيت هايى هستند كه سحر را به وجود مى آورند، و در نتيجه انسان غير واقع را واقع مى انگارد، بدون اين كه آنچه مى نماياند، واقعيت داشته باشد.
در حالى كه واقعيت معجزه بر خلاف سحر است در آنجا كه آنچه را كه پيامبر انجام مى دهد و مى نماياند واقعيت دارد.
در هر حال همه پيامبران يا غالب آنها به چنين تهمت (جادوگرى) متهم بوده اند، و هر يك به مناسبت محيط خود.
[١] بقره/١٠٢.