منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٢٣
اكنون از ديدگاه تفسير موضوعى، بايد اين سه آيه را با هم پيوند داد و وحدت و هماهنگى آنها را به دست آورد.
در اين بيان مى توان گفت: دوستى با خاندان رسالت كمالى است كه سود آن در واقع به خود انسان بر مى گردد زيرا در پرتو ارتباط با آنان، از نظر انديشه و عمل تكامل مى يابد، و دوستى با پاكان پاكى آفرين، و با ناپاكان ناپاكى سزاست. بنابر اين مودت فى القربى، هرچند به صورت اجر مطرح شده است، ولى در حقيقت اجر نيست، بلكه كارى است كه سود آن را خود افراد مى برند نه پيامبر و نه ذى القربى، مزد و پاداش آن است كه سود آن به پيامبر بر گردد نه به مسلمانان و دوستداران قربى.
و از جانب ديگر در آيه دوم اجر و پاداش را راه يابى به سوى خدا قرار داده است وچه راهى جز ارتباط با عترت است كه پيوسته با قرآن همراه و قرآن نيز با آن ملازم مى باشد.
اينك هر سه آيه را براى روشن تر شدن مسئله در كنار هم يادآور مى شويم:
١.( لا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاّ المَوَدَّةَ فِى الْقُربى...).
٢.(ما أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْر إِلاّ مَنْ شاءَأَنْ يَتَّخِذَ إِلى رَبِّهِ سَبِيلاً).
٣. (...ما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْر فَهُوَ لَكُمْ...).
همين طورى كه يادآور شديم واقعيت اين سه آيه به اين امر باز مى گردد كه پيامبر مزدى نخواسته، و تنها براى سعادت مردم به مودت قربى، توصيه كرده كه اين تنها راه وصول آنان به سعادت است.
و در دعاى ندبه به صورت شيوا اين آيات گرد هم آمده و يكديگر را تفسير كرده اند.