منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٤
سعد الدين تفتازانى در شرح مقاصد پس از نقل دلايل وجوب عقلى بعثت از معتزله و فلاسفه، يادآور مى شود كه خلاصه گفتار آنان اين است كه اصلاح حال بشر در دنيا و آخرت فقط با بعثت پيامبران تحقق مى يابد، آنگاه مى گويد از نظر معتزله يك چنين بعثت لازم و مقتضاى قاعده «لطف» است و همچنين از نظر فلاسفه نيز لازم است چون يك خير گسترده اى است كه ترك آن مخالف حكمت خدا است آنگاه يادآور مى شود برخى از متكلمان ماوراء النهر به اين برهان گرايش نشان داده اند.[١]
سپس اضافه مى كند پذيرش اين براهين جز احياى مكتب اعتزال، چيزى نيست زيرا مقصود معتزله از اين كه مى گويند بعثت پيامبران بر خدا لازم است، اين است كه ترك آن اخلال به حكمت مى باشد آنگاه به خاطر اين كه نسبت به مكتب اشعرى وفادار باشد، مى گويد: بعثت پيامبران كارى زيبا است ولى ترك آن قبيح نيست.[٢]
ناگفته پيداست پيش داورى، سعد الدين را بر داورى اخير برانگيخته است و اگر او ريسمان تقليد از مكتب اشعرى را از گردن خود مى گشود در اين جا تسليم منطق عدليه شده، وجوب بعثت را به صورت يك وجوب عقلى تلقى مى كرد، ولى از اين كه مبادا مكتب اعتزال بار ديگر ترويج شود به حق ارزش نداده و مكتب را بر حقيقت مقدم داشته است.
[١] مقصود متكلمان پيرو مكتب ابو منصور ماتريدى است كه در سال (٣٣٠) در گذشته است و مكتب وى به مكتب معتزله از مكتب «اشعرى» نزديك تر است و گروهى از اهل سنت پيرو اين مكتب كلامى مى باشند.
[٢] شرح مقاصد، ج ٢، ث ١٧٣ ـ ١٧٤ .