منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٧٠
محاسبات فكرى و مغزى آنها است. و به عبارت ديگر آگاهى هاى اين گروه نيز از جهان غيب و ماوراى طبيعت سرچشمه مى گيرد. و امّا اين كه تفاوت اين گروه با پيامبران چيست؟ بحث ديگرى است كه در آينده از آن بحث خواهيم كرد.
٢. وحى نفسى
وحى نفسى مسئله اى است كه غرب امروز، در تفسير وحى به آن پناه برده و مى خواهد از اين طريق، وحى نازل بر پيامبران را توجيه و تفسير كند وحاصل سخن آنان اين است كه:
پيامبران بر اثر انقطاع از مردم و توجه به خدا، در خلوت و تنهايى، پيرامون آرمان هاى عالى و بشر دوستانه به تفكر نشسته اند. آنان فكر مى كردند كه امت خود را از طريق برنامه هايى كه خدا در اختيارشان مى گذارد، اصلاح كنند يك چنين انديشه مداوم، آن هم در مكان خلوت سبب مى شود كه قوه تخيّل، قوى و نيرومند گردد و پيامبران آنچه را فكر مى كردند، در برابر ديدگان عقل خود حاضر و آماده مى ديدند. ناگهان صدايى مى شنيدند كه مى گويد: «تو رسول خدا هستى» و در اين حال تصويرى را در برابر خود مشاهده كرده و چنين تلقى مى كردند كه او آورنده وحى از جانب خدا است، و با شنيدن جمله هاى موزون و بليغ گمان مى كردند آن كلام خداست كه بر قلب آنان نازل شده است، در حقيقت آنان فكر مى كردند كه همه اين مطالب از عالم بالا بر آنان فرو فرستاده شده است. غافل از اين كه اين نفس و قوه تخيل آنها است كه افاضه مى كند واين مسائل را در برابر آنان مجسم مى سازد.
خلاصه، كليه رؤياها و صورت هايى كه مشاهده مى كردند معلول تصورات ذهنى آنان بوده است كه به نفس پيامبر قوه وقوت مى بخشيد كه آنچه را در ساليان دراز آرزو مى كرد، در مقابل خود مشاهده كند.[١]
[١] الوحى المحمدى، ص ٦٦، ط ٦.