منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٨
پيامبران بحث خواهيم كرد.
خلاصه: اعزام پيامبران براى تبيين موضوعات آن ضابطه كلى است كه عقل پيوسته به آن دعوت مى كند، تو گويى پيامبران بسان پزشكانى هستند كه به بيماران مى گويند:از آن غذا بخور كه مفيد است و از غذاى ديگر بپرهيز كه مضر است.
به عبارت ديگر: سعادتمندى انسان در بعد نظرى، در گرو دو مطلب است:
١. بيان ضوابط كلى و معيارهاى ثابت خوب و بد (حسن و قبح).
٢. بيان مصاديق و موارد آن ضوابط كلى.
مخالفان لزوم بعثت پيامبران در بخش نخست همان «براهمه» هستند كه به قضاوت هاى عقلى استناد مى كنند و مى گويند: فرد انسانى در تبيين اين ضوابط كار آمد است و پاسخ آن اين است كه داده هاى شرع و ارمغان هاى رسالت، اگر چه با قضاوت هاى عقل هماهنگ است ولى در اين مورد، خرد، با دو نوع نارسايى مواجه است: يكى درمورد بيان مصاديق و ديگرى محدوديت داورى هاى عقل در زمينه ضوابط ومعيارهاى كلى.
ومخالفان لزوم اعزام رجال الهى، در بخش دوم به كاوش هاى علمى استناد مى جويند. ولى مطالعات و كاوش هاى علمى نيز با مشكل مهمى روبرو هستند و آن محدوديت قلمرو مباحث علمى و ره نيافتن آن به حقايق روحى و سود و زيان هاى فكرى و معنوى است با آن كه بخش اصيل شخصيت انسان را روح و خواص روحى تشكيل مى دهند.
به ديگر سخن: ريشه اشتباه در اين استدلال آن است كه برنامه هاى