منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٢
در اين جا ملاك به كار بردن اين واژه همان آموزش مخفى بود كه برادران يوسف از آن مطلع نبودند و تنها يوسف بر آن آگاه گرديد.
«وحى» در آيه ياد شده در زير در مورد فرشتگان نيز، همين معناست:
(إِذْ يُوحى رَبُّكَ إِلَى المَلائِكَةِ أَنِّى مَعَكُمْ فَثَبِّتُوا الَّذِينَ آمَنُوا...).[١]
«آنگاه كه پروردگار تو به فرشتگان وحى كرد كه من با شما هستم مؤمنان را استوار و ثابت قدم سازيد».
در قرآن مورد ديگرى براى معناى ياد شده از «وحى» نيز آمده است كه مربوط به شياطين مى باشد و تنها تفاوت آن با موارد ياد شده از نظر مورد است و نه در حقيقت وحى چنان كه مى فرمايد:
(...وَإِنَّ الشَّياطينَ لَيُوحُونَ إِلى أَولِيائِهِمْ لِيُجادِلُوكُمْ وََ إِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ) .[٢]
«شياطين به پيروان خود القا مى كنند تا با شما به مجادله بپردازند و اگر شما از آنان پيروى كنيد مشركيد».
از آنجا كه وحى كننده، شياطين و طرف وحى مشركانند طبعاً اين آموزش به صورت القاى در قلب خواهد بود، نه به صورت نجوى و گفتگوى آهسته(در گوشى) و اين همان است كه در برخى از آيات از آن به وسوسه شيطان در
[١] انفال/١٢.
[٢] انعام/١٢١.