منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٢٦
مى گشتند و خدا قوم فرعون را كراراً با طوفان و ملخ و شپش وقورباغه و خون آزمود و هر موقع چنين عذاب هايى بر آنان مسلط مى شد به موسى مى گفتند:
(...أُدْعُ لَنا رَبَّكَ بِما عَهِدَ عِنْدَكَ لَئِنْ كَشَفْتَ عَنّا الرِّجْزَ لَنُؤمِنَنَّ لَكَ وَلَنُرْسِلَنَّ مَعكَ بَنِى إِسْرائيلَ* فَلَمّا كَشَفْنا عَنْهُمُ الرِّجْزَ إِلى أَجَل هُمْ بالِغُوهُ إِذا هُمْيَنْكُثُونَ)[١].
«اى موسى خداى خود را به عهدى كه پيش تو دارد بخوان كه عذاب را از ما برطرف كند، ما به تو ايمان مى آوريم و بنى اسرائيل را آزاد مى كنيم (ولى ايمان آنان كاملاً صورى بود زيرا ) هرگاه عذاب را تا مدتى از آنان برطرف مى كرديم، ناگهان پيمان شكنى را آغاز مى كردند».
چون در قوم فرعون و امثال آنان، يك چنين پيمان شكنى جزء خميره آنان بود، از اين جهت ايمان آنها سودمند واقع نشد و آنان را نجات نداد.
در پايان يادآور مى شويم كه رفع عذاب از اين گروه، مايه تكذيب يونس نبود. زيرا رؤيت آثار و نشانه هاى عذاب بر راستگويى يونس گواهى مى داد. چيزى كه هست، ايمان حقيقى آنان و ايجاد دگرگونى در زندگى، سبب برطرف شدن عذاب از آنان گرديد، و ما تفصيل اين مسئله را در بحث «بدا» يادآور شديم اين همان بدايى است كه اماميه به آن معتقدند و اهل سنت به خاطر ناآگاهى از اين عقيده كه از اصول قرآنى به شمار مى رود به شدت با آن مخالفت كرده و تصور مى كنند كه اعتقاد به «بدا» مايه دگرگونى علم خدا مى گردد.
[١] اعراف / ١٣٤ ـ ١٣٥ .