منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣١٧
در مورد غزوه حديبيه چنين مى گويد:
(لَقَدْ صَدَقَ اللّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسجِدَ الحَرامَ إِنْ شاءَ اللّهُ آمِنينَ مُحَلِّقينَ رُءُوسَكُمْوَمُقَصِّرِينَ لا تَخافُونَ...) [١].
«خدا رؤياى صادقه را نصيب پيامبر كرد، البته به خواست خدا، و با اطمينان خاطر وارد مسجد الحرام خواهيد شد در حاليكه سرها را تراشيده و ناخن ها را گرفته ايد».
و در مورد شجره ملعونه كه از نظر مفسران، حكومت هشتاد ساله بنى اميه است چنين مى فرمايد:
(...وَما جَعَلْنا الرُّءْيا الّتِى أَرَيْناكَ إِلاّ فِتْنَةً لِلنّاسِ وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِيالْقُرآنِ وَنُخَوِّفُهُمْ فَما يَزِيدُهُمْ إِلاّ طُغياناً كَبيراً)[٢].
«ما خوابى را كه به تو نشان داديم، و شجره ملعونه در قرآن را، جز مايه آزمايش انسان ها قرار نداديم، و آنان را بيم مى دهيم ولى چيزى جز طغيان بزرگ نتيجه نمى دهد».
و در هر حال نزول وحى بر پيامبر در عالم رؤيا بسيار كم بوده است، بنابر اين يك چنين فرق ميان نبى و رسول كه مصاديق لفظ نخست را به دو مورد منحصر مى كند، صحيح نخواهد بود.
هـ. هر يك از رسالت و نبوت به جنبه خاصى از پيامبران نظر دارد
تا اينجا با نظريه هايى كه در بيان تفاوت رسول و نبى گفته شده بود آشنا شديم و همان گونه كه ملاحظه شد، هيچ يك از اين اقوال، دليل استوارى نداشته و قابل قبول نيست، ولى در اين جا نظريه ديگرى هست كه مى توان تفاوت نبوت و رسالت را بر اساس آن توجيه كرد و آن اين كه:
نبى و رسول (رسولى كه از جانب خدا مبعوث گردد) هر يك بر شخص
[١] فتح/٢٧.
[٢] اسراء/٦٠.