منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٣٧
مى گيرد، بلكه مى توانند در محدوده اى از تكوين تصرف كنند و با نيروى اراده كارى را صورت دهند.
قرآن از قول يكى از پيروان سليمان چنين گزارش مى دهد كه او گفت: من قبل از آن كه چشم بر هم زنى تخت بلقيس را نزد تو خواهم آورد، چنان كه مى فرمايد:
(قالَ الَّذِى عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ...)[١].
اين كار هر چند كارى خارق العاده و بسيار شگفت انگيز است، ولى چون از طرف خود سليمان انجام نگرفت، معجزه ناميده نمى شود در اصطلاح اين عمل را «كرامت» مى نامند.
٣. دعوت به مقابله (مع التحدى): شرط سوم اعجاز اين است كه جهانيان را براى مقابله و مبارزه دعوت نمايد، هرگاه مدعى مقام و منصبى دست به كار خارق العاده اى بزند ولى جهانيان را به مقابله دعوت نكند نام معجزه به خود نخواهد گرفت، البته ادعاى مقامى آن هم همراه با انجام عمل خارق العاده با تحدى ملازمه دارد، زيرا اگر فردى منصبى را از جانب خدا ادعا كند و دليل راستگويى خود را كار خارق العاده خود قرار دهد، معنى آن اين خواهد بود كه اى مردم اين خداست كه اين منصب را در اختيار من نهاده و اين برنامه ها از جانب او است، و اگر فكر مى كنيد كه مصنوع ذهن و انديشه من است برخيزيد و مانند آن را بياوريد.
٤. ناتوانى جهانيان (مع عدم المعارضة): امر خارق العاده توأم با قيود پيشين در صورتى گواه بر صحت گفتار طرف مى شود كه آورنده معجزه مغلوب
[١] نمل/٤٠.