منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٥
تمايلات مادى را بزند و نه به صورت هوسبازى باشد كه جز هوس رانى و اشباع تمايلات درونى هدف ديگرى ندارد.
وجود انسان بسان نهالى است كه بهره بردارى از آن به باغبان آگاه نياز دارد كه با برطرف كردن موانع، كمالات درونى او را آشكار سازد، تا ميوه هاى رنگارنگ بر شاخسار آن آويزان گردد يا بسان كوهسارى است كه در آن معادن گوناگون طبيعى نهفته است كه بدون رهبرى مهندسان مجرب و كار آزموده بهره بردارى از آن ممكن نيست.
اكنون بايد ديد اين گره، يعنى رهبرى غرايز به دست چه كسانى گشوده مى شود.
ناگفته پيدا است مربى بايد انسان شناسى كامل باشد تا از تمام خصوصيات درونى و ريزه كارى هاى غرايز و عواطف او مطلع گردد و ازلغزش و سهو و خطا مصون باشد، تا رهبرى او صورت كامل به خود بگيرد.
شرط ديگر اين است كه خود رهبر نمونه وكامل ازنظر تربيت باشد، زيرا صفات مربى بيش از هر چيز در نفوس افرادتحت تربيت مؤثر است، و مردم مى خواهند پيوسته به رنگ رهبران خود در آيند.
و اگر بخواهيم تربيت و رهبرى حالت كاملى به خود بگيرد، بايد ضمانت اجرايى نيز در مورد افرادتحت تربيت وجود داشته باشد، تا به خاطر آن ضمانت اجرا، دستورات مربى را در آشكار و نهان بكار بندند.
اين سه شرط فقط در رهبران آسمانى تحقق دارد، زيرا آنان در پرتو علم الهى انسان شناس كامل بوده و از تمام ريزه كارى هاى جسمى و روحى انسان آگاهند، و خود نيز نمونه كامل تربيت مى باشند و به آنچه كه مى گويند، عمل