منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩٧
و از اين بيان معنى آيه ياد شده در زير روشن مى شود:
(وَلَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِىَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً)[١].
«با آدم قبلاً عهد و پيمان بستيم پس فراموش كرد و در او استوارى و تصميم جدى كه حافظ عهد است نيافتيم».
بنابر اين،عزم در لغت به معنى قطع (مقابل وصل) و در قرآن به مناسبتى به معنى تصميم جدى و اراده قاطعانه كه از آن به «عقد القلب» تعبير مى آورند; به كار رفته است.
بنابر اين، عزم در تمام موارد به معنى تصميم قطعى است، و «اولو» به معناى صاحبان و دارندگان است بنابر اين معناى اولو العزم صاحب و دارندگان تصميم قطعى و اراده استوار است، كه هرگز جدا از عمل و كوشش نخواهد بود. حالا مصداق اين كلى چه كسانى هستند، اكنون درباره آن بحث مى كنيم.
در اين مورد احتمالات گوناگونى در تفاسير آمده است كه به صورت فشرده به نقل آنها مى پردازيم:
١. پيامبرانى كه آيين جهانى داشته اند
برخى بر آنند كه مقصود از اولو العزم، آن گروه از پيامبرانند كه آيين آنان جهانى بوده و شرق و غرب وجن و انس، زير پوشش آيين آنان بوده اند.[٢]
البته اين تفسير با عقيده كسانى مناسب است كه آيين پيامبران پيشين را بسان آيين اسلام جهانى انگاشته اند، در حالى كه آيين جهانى منحصر به آيين اسلام است و پيامبران پيشين داراى چنين خصوصيتى نبوده اند، حتى آيين
[١] طه/١١٥.
[٢] حقّ اليقين، شبر، ص ١١١.