منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٦٧
را نمى فهميدند ـ و به حق راهى نداشتند(باز هم شايسته پيروى هستند؟)».
آيات مربوط به اين قسمت بيش از آن است كه در اين جا منعكس شده زيرا گذشته از آيات ياد شده، يك قسمت از آيات به صورت كلى بيان شده، و اين كه شيوه مخالفان در برابر دعوت پيامبران اصرار به پيروى از شيوه نياكان بوده است. و اين حاكى از آن است كه بيمارى تعصب، بيمارى ريشه دارى بوده است. و اين آيات در سوره هاى ابراهيم آيه ١٠ وسوره زخرف آيه هاى ٢٢، ٢٣و ٢٤ آمده است.
٢. غرور علمى
علم زدگى بيمارى قرن حاضر نيست بلكه بشر پيوسته مغرور علم و دانش ناچيز خود بوده و با اين مغز كوچك به نبرد پيامبران الهى مى رفت در حالى كه شخصيت هاى والاى علمى، پيوسته علم خود را ناچيز و كوچك تر از آن دانسته اند كه حتى نام علم بر آن نهند، وقتى آگاهى هاى خود را با مجهولات خود مقايسه مى كردند، آن را قطره اى در برابر درياى ناپيداى كرانه مى انديشيدند و هر چه علم و دانش آنان پيشرفت مى كرد، آگاهى از فزونى جهل، بالا مى رفت، در اين مورد از شيخ الرئيس، اين بيت نقل شده است:
تا به جايى رسيد دانش من *** كـه بدانستـمى كه نادانـم
انيشتين دانشمند فيزيك دان معاصر هنگامى كه در برابر پلّكان كتابخانه عظيم خود ايستاده بود، خبرنگارى از او پرسيد نسبت معلومات تو به مجهولاتت چيست؟ او در پاسخ گفت: نسبت اين دو به هم بسان نسبت اين نردبان كوچك به اين ساختمان عظيم است.[١]
[١] مجله رسالة الإسلام، نشر دار التقريب بين المذاهب الإسلامية، سال چهارم شماره ١٣ احمد امين مصرى در مقاله ياد شده، وقتى اين جمله را يادآور مى شود، گفتار او را تعقيب مى كند و مى فرمايد: ولو أنصف لقال انه اقلّ من هذهالنسبة : اگر انصاف مىورزيد مى گفت: كمتر از اين.