منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥١٢
بررسى و تفسير آيات
پيامبران الهى به خاطر داشتن ايمان قوى و نيرومند، در طريق انجام وظيفه سر از پا نشناخته و جز جانبازى و فداكارى در طريق تحقق بخشيدن به وعده هاى الهى، راهى نمى پيمودند، ولى از آنجا كه در طريق انجام وظيفه خود با دشمنان لجوج و عنود روبرو مى شدند، دشمنانى كه منافع خود را در خطر مى ديدند، قهراً آتش اختلاف شعلهور شده و صف آرايى آغاز مى گرديد، در اين جا پيامبران در بهره گيرى از نيروهاى مادى و معنوى كوتاهى نكرده و آنچه در توان داشتند در طريق هدف نثار مى نمودند.
١. امدادهاى غيبى
غالباً نيروهاى محدود انسانى و مادّى پيامبران و پيروان انگشت شمار آنان،در ميدان مبارزه كافى نبود. از اين جهت، خدا، آنان را با نيروهاى غيبى كمك مى كرد و راه را بر آنان هموار مى ساخت. و واقعيت اين كمك هاى غيبى در برخى از آيات فرشتگان و برخى عوامل ويرانگر طبيعى تفسير شده است.[١]
البته اين نه به آن معنى است كه برخى از كارها بر عهده پيامبر و ياران و برخى ديگر بر عهده خدا بود به گونه اى كه در قلمرو قدرت وجود داشت، زيرا اين انديشه نوعى شرك و ثنويت است. بلكه مقصود اين است كه نصرت الهى در سايه تلاش هاى مؤمنان و كارگزاران غيبى تحقق مى پذيرفت[٢] و مبدأ همه
[١] آل عمران/١٢٤، انفال/١٢، توبه/٢٦و٤٠، احزاب/٩.
[٢] قرآن به اين توحيد افعالى درخصوص مسئله نصرت وپيروزى اشاره كرده و بندگان مؤمن را در ميدان هاى نبرد ابزار كار مى داند كه خدا اراده نافذ خود را از طريق آنان، آشكار مى سازد چنان كه مى فرمايد:(قاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللّهُ بِأَيْديكُمْ وَيُخْزِهِمْ وَيَنْصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَيَشْفِ صُدُورَ قَوم مُؤْمِنينَ)(توبه/١٤).