منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٥
صورت از شيوه دوم بهره مى گيرند، و مورد آيات فوق از اين قبيل است ولى اگر قبلاً به انجام كار مأمور گرديده و آن را انجام مى داد در اين جا به جاى بهره گيرى از شيوه دوم، از مصدر بهره مى گيرند و مى گويند «فعل الخيرات» و در اين صورت مفاد آيه اين است كه اين پيامبران الهى در پرتو تشريع پيشين، كار خير انجام مى دادند ولى براى ادامه اين كار، انجام اين كار نيز بر آنان وحى شد، حالا مقصود از اين وحى چيست؟ يادآور مى شويم:
گواه بر اين كه اين كارها قبلاً تشريع شده و آنان بر انجام آن اشتغال داشته اند، ذيل آيه است كه مى فرمايد:
(وَكانُوا لَنا عابِدينَ) :«ما را عبادت مى كردند».
اكنون بايد توجه نمود مقصود از اين وحى چيست؟ قطعاً مقصود وحى تشريعى نيست زيرا مفروض اين است كه قبلاً از تشريع آن آگاه بودند و بر انجام آن اشتغال داشتند از اين جهت مى توان گفت مقصود از اين وحى يك نوع امداد غيبى بود كه آنان را به سوى اين عمل سوق مى داد، وچون تأثير اين عمل غيبى بسيار پنهان و مخفى بود، به كار بردن لفظ وحى در آن تعبيرى صحيح و بلكه بليغ مى باشد و يك چنين وحى كه بشر تحت تأثير نيروهاى غيبى قرار گيرد، و او را به سوى كمال رهبرى كند، برترى ويژه اى نسبت به اقسام ديگر آن دارد.
٥. وحى تشريعى
انسان هاى عادى از طريق حس و تجربه و يا تفكر و استدلال به نتايجى مى رسند ولى هرگاه انسانى از ابزار شناختى بهره گرفت كه مربوط به اين دو نوع معرفت نيست، بلكه يك نوع آگاهى سوم باشد كه از عالم بالا بر نفس او فرود آيد و هدف آن، هدايت اجتماع بشرى به سوى كمال باشد در اين صورت به