منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧
قبح عقلى معتقدند ولى آن دسته از متكلمان اسلامى (اهل حديث و اشاعره) كه عقل را ناتوان تر از اين مى دانند كه در زمينه معارف دينى به طور مستقل داورى و اظهار نظر نمايد، در اين بحث مورد نظر نمى باشند.
متكلمان گروه نخست در مسئله نبوت دو مطلب را از هم جدا نموده، و پيرامون آنها بحث نموده اند:
الف. حسن بعثت.
ب. وجوب بعثت.
وطبعاً مطلب نخست، مقدمه مطلب دوم به شمار مى رود قاضى «عبد الجبار» پس از آن كه به تفصيل درباره حسن بعثت بحث نموده است مى گويد:
«بِعْثَةُ الرَّسُولِ مَتى حَسُنَتْ وَجَبَتْ»[١].
بعثت پيامبر هرگاه حسن و نيكو باشد، واجب و لازم خواهد بود.
محقّق طوسى نيز در «تجريد الاعتقاد» اوّلين مطلبى را كه در مبحث نبوت مطرح كرده حسن بعثت است او مى گويد:
«البعثة حسنة» آن گاه پس از ذكر وجوه و دلايل حسن آن مى گويد: «وهى واجبة...».[٢]
اكنون بايد ديد دلايل متكلمان بر لزوم بعثت چيست؟ آنان اگر چه در اين باره دلائل گوناگون اقامه كرده اند، لكن مى توان گفت نقطه محورى و جامع در دلايل آنان همان قاعده «لطف» است كه گاهى از آن به رعايت «مصالح بندگان» تعبير مى شود چنان كه «عبد الجبار» معتزلى به اين مطلب تصريح كرده
[١] المغنى: ج١٥، ص ٦٣.
[٢] كشف المراد، ط: قم ، انتشارات مصطفوى، ص ٢٧٣.