منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢٢
بايد براى تأمين اين هدف، پيامبرانى را مبعوث كند.
هرگاه تكيه گاه ما در لزوم بعثت، اين برهان عقلى باشد، اين برهان براى خود حد و مرزى از نظر زمان و مكان نمى شناسد، و در هر كجا كه زمينه نزول اين فيض الهى فراهم بوده است قطعاً نازل گرديده است.
٢. عموميت بعثت از نظر آيات:
از نظر آيات قرآنى نيز مى توان گفت كه فيض نبوت يك فيض عمومى و جهانى بوده و هر كجا كه «امت» وجمعيتى در كار بوده است، آموزگاران الهى به سوى آنان مبعوث گرديده اند. و اين را مى توان از دو گروه از آيات استفاده كرد:
الف. آياتى كه به روشنى مى گويد: براى هر قومى و گروهى هادى و راهنما بوده و يا براى هر امتى بيم دهنده وجود داشته است چنان كه مى فرمايد:
(...وَلِكُلِّ قَوْم هاد) .[١]
«براى هر گروهى هادى و راهنمايى است».
و باز مى فرمايد:
(...وَإِنْ مِنْ أُمَّة إِلاّ خَلا فِيها نَذِيرٌ) .[٢]
«هيچ گروهى نبود مگر اين كه در ميان آنان بيم دهنده اى وجود داشت».
و روشن تر از همه، آيه سوم است كه مى فرمايد:
(وَلَقَدْ بَعَثْنا فِى كُلِّ أُمَّة رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللّهَ وَاجْتَنِبُوا الطّاغُوتَ...) .[٣]
[١] رعد / ٧ .
[٢] فاطر / ٢٤.
[٣] نحل / ٣٦ .