منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٠
نيز مى گردد و روشن شد كه پيمان مأخوذ از پيامبران در اين آيه، يك پيمان كلى است، اينك لازم است با برخى از آياتى كه حاكى از سفارش پيامبران پيشين نسبت به پيامبر خاتم است، آشنا شويم:
قرآن به روشنى نويد مسيح را نسبت به پيامبر خاتم يادآور شده مى فرمايد:
(وَمُبَشِّراً بِرَسُول يَأْتِى مِنْ بَعْدِى اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمّا جاءَهُمْ بِالبَيِّناتِ قالُوا هذا سِحْرٌ مُبِينٌ) .[١]
«مسيح به بنى اسرائيل گفت: من نويد دهنده ام به پيامبرى به نام احمد كه بعد از من مى آيد ولى آنان اين سخن را سحر آشكار خواندند».
از آيه ديگر استفاده مى شود كه تبليغ پيامبران پيشين درباره پيامبر خاتم به حدى بود كه اهل كتاب خصوصيات جسمى پيامبر را مانند فرزندان خود مى شناختند چنان كه مى فرمايد:
(الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ وَإِنَّ فَرِيقاً مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ) .[٢]
«آنان را كه كتاب داديم، پيامبر را بسان فرزندان خود مى شناسند، گروهى از آنان حق را در حالى كه مى دانند، كتمان مى كنند».
ضمير در جمله (يَعْرِفُونَهُ) به حكم سياق آيات به پيامبر بر مى گردد نه به كتاب، زيرا مقتضاى تشبيه معرفت، به شناخت فرزندان، اين است كه پيامبر را مثل فرزندان خود مى شناختند نه كتاب را، زيرا متداول نيست كه گفته
[١] صف/٦.
[٢] بقره/١٤٦.