منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦١
احاديث اسلامى الهام گرفتيم لزوم بعثت پيامبران ثابت گرديد و آن اين كه مقتضاى مشيت حكيمانه الهى اين است كه بشر را به حال خودوانگذارد، و آموزگارانى براى او بفرستد، ولى مى توان گفت اين طرق پنجگانه به تحكيم سه اصل و يا تبيين آنها باز مى گردد و آن اين كه پيامبران براى اصلاح سه امر مهم در ميان بشر برگزيده شده اند و آن سه اصل عبارتند از:
١. اصلاح عقيدتى وانديشه هاى مربوط به مبدأ و معاد (طريق اول).
٢. اصلاح اجتماعى يعنى حفظ نوع انسانى در پرتو تشريع قوانين عادلانه همراه با داوران عادل و مجريان لايق و شايسته (طريق هاى دوم، سوم و چهارم).
٣. اصلاح اخلاقى و رهبرى و تعديل غرايز و تمايلات باطنى (طريقپنجم).
تا اين جا با انگيزه هاى پنجگانه بعثت و اصول سه گانه آن آشنا شديم وبراى تكميل بحث ناچاريم به مطلبى كه آن نيز به گونه اى از انگيزه هاى بعثت است ولى در حقيقت زير بناى سه اصل مزبور مى باشد، اشاره كنيم.
انگيزه ششم: تعليم كتاب و آموزش حكمت
در بخشى از آيات، هدف از بعثت پيامبران، آموزش كتاب آسمانى و حكمت معرفى شده است البته مقصود از كتاب، كتاب هر پيامبرى است كه با آن مبعوث شده است مانند «صحف» نسبت به نوح و ابراهيم، و «تورات وانجيل» نسبت به كليم و مسيح، و «قرآن» نسبت به پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم).
مقصود از حكمت، آن دستورات حكيمانه است كه ضامن سعادت انسان در دوجهان مى باشد، نه خصوص حكمت مرادف با فلسفه نظرى(در اصطلاح اهل معقول).