منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨٠
عقل فعال در مكتب مشاء نقش مهمى در القاى حقايق و افاضه معارف وتكميل نفوس دارد و تمام معارف كه بر قلوب اولياء و بزرگان افاضه مى شود; همگى از ناحيه او است.
نفوس ضعيف همواره اسير حواس ظاهرى و گرفتار قواى باطنى مى باشند[١]. ولى هرگز قدرت و توانايى صعود به مقام برتر را ندارند، امّا نفوس قوى و نيرومند، نفوسى كه از صفاى كامل برخوردارند در حالت خواب و بيدارى مى توانند با عقل فعال تماس گرفته وحقايق و معارفى را به صورت معقول و كلى از آنجا دريافت نمايند.
از آنجا كه قواى درونى انسان، حالت محاكات داشته و بسان آئينه هاى متقابل مى باشند، اين معارف عقلى را در قوه خيال به صورت كلام موزون و فصيح درك كرده، وقوّه خيال، اين افاضات عقلى را در اين مرحله به صورت كلام كه مشتمل بر يك سلسله معارف حقيقى است، دريافت مى كند و سپس اين كلام موزون، به حكم اصل محاكات، از مرحله خيال تنزل كرده و در حس مشترك به صورت كلام شنيده مى شود.
در نتيجه حقايق علمى و معارف الهى از طريق عقل فعال (البته به اذن و مشيت الهى) به نفوس مستعد و آماده افاضه مى گردد. و در هر يك از قواى انسانى به شكل خاصى و متناسب با آن متجلى و ظاهر مى شود.
از طرفى عقل فعال، كه در لسان شرع همان فرشته الهى و ملك قدسى است، و مفيض اين حقايق علمى و معارف الهى است، در عالم مثال به صورت ملك ديده مى شود. و گاهى حقيقت آن تنزل يافته در عالم طبيعت و ملك به صورت انسان متمثل مى گردد، و انسان كامل با ديدگان ظاهرى خود او را مشاهده مى كند.
[١] مقصود از قواى باطنى، قوّه وهميّه است، كه معانى جزئى را درك مى كند وقوه عاقله كه مدرك كليات مى باشد و در اين جا فقط قوه وهميّه مراد است.