منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٣
فَأَوفُوا الكَيْلَ وَالمِيزانَ وَ لا تَبْخَسُوا النّاسَ أَشيائَهُمْ وَ لاتُفْسِدُوا فِى الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها...).[١]
«اى مردم! خدا را پرستش كنيد براى شما جز او خدايى نيست دلايل روشن كننده اى به سوى شما آمده است، كيل و ترازو را كاملاً رعايت نماييد در مقام داد و ستد كم فروشى نكنيد و در روى زمين پس از برقرارى صلح فساد ننماييد».
قرآن اين حقيقت را در سوره هاى متعددى از زبان شعيب نقل مى كند و اين مضمون در سوره اعراف آيه ٨٥، هود آيه هاى ٨٤ـ ٨٥، شعراء آيه هاى ١٨١ـ ١٨٣، نقل شده است.
در اينجا بحث ديگرى است كه آيا مقصود از قسط همان قسط اقتصادى و عدالت در مسائل مربوط به حقوق مردم است، يا معنى وسيعى دارد كه به نوعى معادل و هم معنى با عدالت است اين خود بحث جداگانه اى است كه بايد در موضوع «عدل و قسط» در قرآن بررسى شود.
آنچه در اين جا مى توان گفت اين است كه تحقق قسط در جامعه در گرو سه عامل است:
١. يكى اين كه قانونى باشد كه مرزهاى قسط و ظلم را روشن سازد، تا در پرتو آن قانون، حق و عدل را از تجاوز و تعدى باز شناسند.
٢. ديگرى مجرى عادل كه متن قانون را در جامعه پياده كند.
٣. قاضى عادل و دادگر كه در جايگاه قضاوت، به قسط داورى كند. و در حقيقت پيامبران گاهى در مسند قضاوت و در قلمرو اجرا اختلاف موجود را رفع مى كردند، و گاهى با دستورات خود از اختلاف پيشگيرى مى نمودند، و
[١] اعراف/٨٥.