منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣١٢
براى تبليغ مبعوث شده باشند، چنان كه مى فرمايد:
(فَبَعثَ اللّهُ النَّبِيّينَ مُبَشِّرينَ وَمُنْذِرِينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الكِتابَ...)[١].
مگر اين كه به قرينه (وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ)گفته شود كه مقصود تمام پيامبران نيست، بلكه پيامبرانى است كه همراه آنان كتاب فرو فرستاده شده است، در اين صورت نظريه ياد شده از اين اشكال مصون خواهد بود.
٢. قرآن يادآور مى شود كه تمام پيامبران دشمنانى از انس و جن داشتند چنان كه مى فرمايد:
(وَكَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِىّ عَدُوّاً مِنَ الْمُجْرِمِينَ وَكَفى بِرَبِّكَ هادِياً وَنَصِيراً)[٢]
«براى هر پيامبرى از گنهكاران دشمنى قرار داديم، كافى است كه پروردگار تو راهنما ويارى دهنده باشد».
و روشن است كه اين دشمنى معلول تبليغ آنها است. اگر پيامبرى دست به تبليغ آيين خود نزند; كسى با او دشمنى نخواهد كرد و از اين كه همگى دشمنانى داشته اند معلوم مى شود كه همگى مبلغ و گوينده احكام الهى بوده اند.
٣. اگر اين نظريه صحيح باشد، بايد مقام رسالت شريف تر از مقام نبوت، و رسول نيز اشرف از نبى باشد، در حالى كه در قرآن جريان بر عكس است، خدا در مقام توصيف، «رسول» را قبل از «نبى» ذكر كرده مى فرمايد: (...وَكانَ رَسُولاً نَبِيّاً)[٣]، و همچنين است آيات ديگرى كه اين دو لفظ در آنها به كار رفته است و در مقام توصيف، پيوسته ازضعيف، به سوى قوى پيش
[١] بقره/٢١٣.
[٢] فرقان/٣١.
[٣] مريم/٥٤.