منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤١٩
بهره مى گرفتند، امّا در همه حالات توجه كامل داشتند كه ريشه تأثير اين عوامل، در گرو اراده حق تعالى است و هرچه در جهان مى گذرد بايد از اراده او سرچشمه بگيرد، از اين جهت عامل مهمى در زندگى آنان خودنمايى مى كند كه هم اكنون يادآور مى شويم.
٤. توكل بر خداوند
مقصود از توكل، واگذارى كارها به خدا است البته نه به اين معنا كه جهان اسباب و مسببات را ناديده بگيريم و پيوسته در انتظار اين باشيم كه دستى از غيب بيرون آيد، و كارى را صورت دهد، زيرا توكل به اين معنا بر خلاف سنت حكيمانه خدا است، اراده حكيمانه او بر اين تعلق گرفته است كه حوادث مادى و فيوض معنوى از طريق اسباب وعلل ويژه تحقق يابند، و ناديده گرفتن اين حلقه ها بر خلاف مشيت او است، از اين جهت بايد يك فرد كوشا درهاى اسباب و علل ظاهرى را به خوبى بزند، و از آن درها وارد شود. ولى در عين حال بداند كه اين اسباب يك رشته امور و ابسته به اراده حق، بيش نيستند، وچه بسا اين اسباب از كار بيفتند و يا انسان در تشخيص اسباب دچار اشتباه شود و يا در مقابل اين اسباب، موانعى ظاهر شود، به خاطر يك چنين زمينه هاى واقعى بايد كار را به خدا بسپارد كه اين اسباب در پرتو مشيت حكيمانه خدا، او را به هدف برساند.
از اين جهت پيامبران پس از تمسك به اسباب و علل طبيعى و عادى و يا اعمال قاطعيت و ابراز سازش ناپذيرى، سرانجام به خدا توكل نموده و آن را سنگ زيرين آسياب تلقى مى كردند كه بر پايه آن سنگ رويين مى تواند تلاش كند و منشأ اثر باشد. اينك در اين مورد آياتى را يادآور مى شويم:
١. نوح آنگاه كه آيات الهى را گوشزد قوم خود كرد و از آنان احساس كبر