منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨٨
كه نهى از منكر موجب «ايذاى» پيامبر مى گردد.
و از طرفى خداوند از ايذاى به پيامبران نهى كرده است[١]، بنابر اين نهى از منكر در مورد پيامبر هم واجب است و هم حرام، وجمع ميان فعل واجب وحرام ممكن نيست.
اگر چه در اين دليل هم محذور دعوت به متضادين لازم مى آيد، ولى گذشته ازاين جهت، خود عنوان «ايذاى پيامبر» حرام است و ايذاى در محل كلام ما از فرض عدم عصمت پيامبر ناشى شده است بنابر اين عصمت پيامبران امرى لازم خواهد بود.
محقّق طوسى اين دليل را چنين بيان كرده است:«والانكار عليه» يعنى وجوب انكار بر پيامبر (نهى از منكر) مستلزم آن است كه پيامبر معصوم از گناه باشد و گرنه به حكم وجوب نهى از منكر، بايستى او را نهى از منكر نمود واين عمل موجب ايذاى او مى گردد.[٢]
اينها دلايل سه گانه اى است كه متكلم نامدار اماميه در تجريد الاعتقاد يادآور شده است و ما به همين سه دليل كلامى اكتفا كرده و در فصل آينده به بررسى دلايل قرآنى عصمت مى پردازيم.[٣]
[١] (إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللّهُ فِى الدُّنْيا وَالآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِيناً) (احزاب/٥٧): «خداوند كسانى را كه خدا و پيامبر او را اذيت نمايند در دنيا و آخرت از رحمت خود دور كرده و براى آنان عذاب خوار كننده اى را فراهم نموده است».
[٢] كشف المراد، ط: صيدا، ص ٢١٧.
[٣] علاقمندان به اطلاع بر دلايل ديگر متكلمان به «اللوامع الالهيه»، ط: تبريز، ص ١٧٢; شرح مقاصد، ج٢، ص ١٩٣ـ١٩٤ مراجعه نمايند.