منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٨
«خداوند رسولان خود را با وحى به سوى آنان برانگيخت و آنان را حجّت خود بر بندگان قرار داد تا به خاطر نبستن باب عذر بر آنان حجّت به سود آنان تمام نگردد».
و در باره آدم پس از هبوط به زمين چنين مى فرمايد:
«فَأَهْبَطَهُ بَعْدَ التَّوبَةِ لِيَعْمُرَ أَرْضَهُ بِنَسْلِهِ، ولِيُقِيمَ الحُجَّةَ بِهِ على عِبادِهِ، وَلَمْ يُخْلِهِمْ بَعْدَ أَنْ قَبَضَهُ مِمّا يُؤَكِّدُ عَلَيْهِمْ حُجَّةَ رُبُوبيَّتِهِ».[١]
«او را پس از توبه به روى زمين فرود آورد، تا خدا زمين را با فرزندان آدم آباد سازد، و حجت را به وسيله او بر بندگانش تمام كند، و پس از قبض روح او بندگان خود را از آنچه ربوبيت او را تحكيم مى كند، رها نكرد».
در پايان يادآور مى شويم : در بعثت برخى از پيامبران يك رشته نتايج و پيامدهايى وجود داشته كه نمى توان آنها را از انگيزه هاى كلى بعثت شمرد مثلاً يكى از علل بعثت كليم (عليه السلام) اين بود كه بنى اسرائيل را از دست فرعون نجات بخشد. البته اين مطلب هر چند هدف و غايت رسالت او بود امّا نمى توان آن را انگيزه كلّى شمرد. مسلماً هر پيامبرى كه در محيط خاصى مبعوث مى گرديد، يك نوع دگرگونى هايى در آنجا ايجاد مى كرد، و ايجاد عدل و قسط اجتماعى،يا تهذيب اخلاق و نفوس افراد بدون درگيرى با ستمگرانى همانند فرعون امكان پذير نبوده است، بنابر اين نجات جامعه از ستمگران هدفى جدا از اهداف ياد شده نمى باشد.
يا درباره پيامبر گرامى مى خوانيم: يكى از كارهاى او تحليل طيبات و تحريم خبائث و برداشتن بارهايى بود كه بر دوش اهل كتاب سنگينى مى كرد و
[١] نهج البلاغه، فيض الإسلام،خطبه ٩٠.