منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠١
تواضع و تسليم خود در برابر دستورات الهى روى خاك افتاده و سجده مى نمايند، به هيچ وجه مرتكب گناه و خطا نمى گردند.
و به عبارت ديگر، در اين آيات، پيامبران در مقام عمل به احكام الهى مورد ستايش و تمجيد خداوند قرار گرفته اند. و اين تمجيد و ستايش الهى ـ آن هم در اين پايه ـ گواه روشنى بر مصونيت عملى پيامبران در مورد دستورات الهى است.
گواه بر اين مطلب، آن است كه در آيه بعد، از گروهى ياد مى كند كه آنان در عمل، نقطه مقابل پيامبران بوده و به جاى پيروى از «رحمان»، از هواهاى نفس پيروى نمودند، چنان كه مى فرمايد:
(فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوفَ يَلْقَونَ غَيّاً) .[١]
«پس از آنان فرزندان ناشايسته اى روى كار آمدند كه نماز را ضايع كردند و از خواسته هاى نفسانى پيروى نمودند و به زودى به نتيجه گمراهى خود خواهند رسيد».
از مقابله اين دو گروه به روشنى استفاده مى شود كه پيامبران به هيچ وجه در عمل هواى نفس پيروى نمى كنند و اين همان عصمت و مصونيت از گناه و نافرمانى در مقام عمل به دستورات الهى است.
د. اسوه هاى پسنديده در رفتار و گفتار
در آيات بسيارى از قرآن بر اطاعت و پيروى از پيامبر گرامى تأكيد گرديده و پيروى از او پيروى از پروردگار و مخالفت با او مخالفت با خدا به شمار آمده است. اين آيات كه شماره آنها بسيار است از يك نظر به دو گروه تقسيم
[١] مريم/٥٩.