منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٩٦
و اين دو هدف جز با مصونيت پيامبران در مسائل مربوط به دنيا تحقق نمى پذيرد آنجا كه مى فرمايد:
(كانَ النّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللّه النَّبِيِّينَ مُبَشِّرينَ وَمُنْذِرينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الكِتابَ بِالحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ...) .[١]
«مردم گروه واحدى بودند، آنگاه پيامبران نويد دهنده و بيم دهنده را بر انگيخت و همراه آنان به حق كتاب نازل كرد تا در ميان مردم در باره آنچه اختلاف كرده اند داورى كند».
درست است داور در آيه، به حكم اين كه فعل را مفرد آورد(لِيَحْكُمَ)كتاب است و طبعاً كتاب آسمانى بايد عين حق و مصون از هر نوع لغزش باشد امّا اين كتاب صامت، به وسيله كتاب ناطق بيان مى گردد و اگر كتاب ناطق (پيامبر) در مسائل مربوط به وحى از اخذ و حفظ و تبليغ دچار اشتباه گردد، قهراً خود كتاب نيز مصون از خطا نخواهد بود.
٣. از روى هواى نفس سخن نمى گويند
پيامبران، جانشينان خدا در روى زمين بوده و منطق آنان مستند به هواى نفس نيست، بلكه آنچه را از خدا مى گيرند، براى مردم بيان مى كنند چنان كه مى فرمايد:
(وَما يَنْطِقُ عَنِ الهَوى * إِنْ هُوَ إِلاّ وَحْىٌ يُوحى).[٢]
«پيامبر از روى هواى نفس سخن نمى گويد، بلكه گفتار او وحى الهى است كه به او مى رسد».
اين آيه به مجموع گفتارهاى پيامبر اعم از قرآن و حديث، مصونيت
[١] بقره/٢١٣.
[٢] نجم/٣ـ٤.