منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨٢
گونه است تمثل جسمانى او در برابر ديدگان پيامبر كه در اين مرحله نيز براى خود داراى حقيقت و واقعيت متناسب با اين مرحله است.[١]
تحليل اين نظريه
نظريه عقول ده گانه در سلسله طويله نظام وجود، از آراى مخصوص فلسفه مشاء است كه از طريق آن مشكل فلسفى صدور كثرت از علت و فاعل بسيط من جميع الجهات، يعنى واجب الوجود تعالى را حل كرده اند. و بررسى آن نياز به بحث عميق فلسفى دارد، كه از حوصله بحث ما بيرون است. آنچه مربوط به اين بحث مى شود اصل وجود عالم عقل و جهان برتر از عالم ماده است كه جاى انكار ندارد، و براهين عقلى متعددى وجود آن را تأييد و تثبيت مى نمايد، كه در كتاب هاى فلسفى مذكور است. ولى در عين حال تفسير حقيقت وحى و نبوت و نيز فرشته حامل وحى بر اساس اين نظريه مطلبى است كه جاى تأمّل دارد، و نمى توان به طور دربست آن را پذيرفت و ما در اين رابطه دو نكته را يادآور مى شويم:
١. آنچه فلاسفه مشاء در تفسير وحى و نبوت گفته اند، تنها در حد يك فرضيه است، و دليلى بر مطابقت وجود عقل مفارق با فرشته وحى، و القاى معارف الهى و شرايع آسمانى بر قلب پيامبران اقامه نگرديده است.
٢. ارتباط با عقل فعّال و اخذ معارف از او اختصاص به پيامبران ندارد; بلكه كليه نفوس مستعد، حقايق را از مقام بالا گرفته و در سايه اتصال و تلاقى با عقل فعال معارفى را به دست مى آورند.
گواه اين مطلب سخنى است كه فلاسفه در باب عقل نظرى يادآور
[١] اشارات، ج ٣، نمط دهم، ص ٤٠٣، اسفار، ج ٧، فصل ٧، ص ٢٣ ـ ٢٨، و آنچه بيان گرديد اقتباس از همين فصل است .